آمادگی دستگاه ها سقز را ونیسقز کرد!

اصلا فکرش را نمی کردیم دنیا پس از برداشته شدن تحریم ها این مقدار عوض شود.  تا قبل از توافق هسته ای با ماشین و موتور و وسپا به سر کار می رفتیم الان باید توی اسکله بایستیم قایق شرکت واحدی چیزی رد بشود و سوار شویم. البته چون ما در حواشی شهر زندگی می کنیم تعداد قایق های شرکت واحد محدود می باشد و اغلب مواقع باید ساعت ها علاف شویم تا یک قایق آشنا رد بشود و مرامی ما را هم سوار بنماید . جا دارد در اینجا از آقا جلال همسایه مان تقدیر نماییم که  از روزی که مبل و یخچال و عکس مرحوم پدر و جهاز همسر ایشان به انضمام بچه ی دوساله اش روی آب افتادند یخچال خودشان را به قایق موتوری تبدیل نمودند و  از ان موقع تا الان چند بار مراجعه نموده اند و سویچ یخچال را در اختیار ما قرار داده اند. بعضی از اوقات هم مجبور می شویم تا سرکار شنا کنیم که وقتی می رسیم مثل موش آب کشیده و بسیار خسته می باشیم و دست و دلمان به کار نمی رود و مورد شماتت رييسمان قرار مي گيريم. 

علي اي حال قاطبه مردم كه مثل ما مشكل عبور و مرور ندارند از تغييرات ايجاد شده مسرورند و همه اش در حالت بستني خوردن مي باشند.  

البته به نظر ما تغییرات کنونی اصلا ارتباطی به توافق وین ندارد و از برکات آمادگی شهرداری، شورای شهر، اداره آب و فاضلاب و سایر دستگاه ها ست.آمادگی دستگاه ها به حدی رسیده که از یک طرف فاضلاب ها آب را جذب نمی کنند كه هیچ ، جهت تسهیل عبور و مرور فاضلاب را هم به سطح خیابان ها پمپار می نمایند و از طرف دیگر به لطف آخرین تکنولوژی به کار رفته در جوي ها آب در آن ها سر بالا می رود و قورباغه ابو عطای آمادگی می خواند. خلاصه آمادگی از هر جهت موج می زند و اين موهبتي است براي صنعت گردشگري شهر. چراکه هر چه بیشتر دستگاه ها از خودشان آمادگی نشان دهند شهر بیشتر به استاندارد های ونیز نزدیک می شود و هر آینه مسافران برای گرفتن عکس،تور کشتی کروز و بازدید از فرودگاه باستانی ونيسقز به اینجا مراجعه نمایند و شهر از این حالت توسعه نیافتگی خارج گردد.

 اما اكنون که دستگاه ها به سر حد آمادگي رسيده اند مردم تريپ ناسازگاري برداشته اند و آماده نمی شوند.  ما خودمان شاهد بودیم چند دستگاه به هنگام بارندگی مرتبا از مردم می خواستند که آماده بشوند اما مردم همه اش لفتش می دادند و آماده نمی شدند، و اعصاب دستگاه ها خط خطی شده بود. در يك مورد دستگاهي به مردم می گفت مگر قرار است به عروسی بابایتان بروید و مردم می گفتند تو الان به ما می گویی و ما هنوز خودمان را درست نکرده ایم و این شد که علي رغم آمادگي دستگاه ها دویست دستگاه پراید روی کول صد اصله سمند سوار شدند و ششصد و دو فروند پژو 206 رفتند زیر آب.  

لذا در اینجا از مردم می خواهیم مقداری زودتر آماده شوند و دستگاه را بیشتر درک نمایند و دوباره از آقا جلال دامت حرفه و فنه تشکر می نماییم که معرفت خودشان را تمام و كمال به ما ثابت نمودند.

امکان  وصل یارانه ی نقدی با ارسال عدد1

تحریم های اقتصادی اصولا چیزهای بی خود و بی تاثیر هستند در حد اسپرین بچه برای درمان نفع معده.  چرا؟ چون نخبگان اقتصادی کشورهای مورد تحریم را مجبور می نماید  بنشیند  و  از خودشان خلاقیت به بیرون اندر نماید و دولت و سایرین خلاقیت مذبور  را کپی و پیست می نمایند و به همین راحتی تحریم ها بی اثر می گردند.در همین راستا در مطالب قبل از آخرین روش فایننس در شرایط پیشا تحریم سخن به میان آمده بود . جهت یادآوری و برای آن دسته از عزیزانی که الان به ما پیوسته اند  :   بانک ها اول ملت را بدهکار می کنند بعد به انها موضوع بدهکاری اطلاع داده می شوند  اگراعتراض نکردند که هیچ و یک قلب آب هم روش، ولی اگر اعتراض کردند از انها خواسته می شود در صورت عدم تمایل عدد یک را ارسال کنند، و آب از آب تکان نخورده است.

حال موفقیت طرح بالا موجب شده دولتیان از آن استقبال کنند و قرار است یارانه ی نقدی هم به همین منوال حذف گردد. به این صورت که ابتدا یارانه ی افراد قطع می گردد که  طبق گفته ی سخنگوی دولت " اگر اشتباهی در حذف افراد پردرآمد از دریافت یارانه انجام شود، برای بازبینی فرصت هست" و لابد با ارسال عدد 1 می توانند یارانه ی خود را وصل نمایند..  

گفتنی است سخنگوی دولت قبلا اعلام کرده بود که ملاک حذف یارانه اشتغال، داشتن ماشین، خانه و وجه نقد می باشد. چون اصولا آدم نیازمند فورا می رود خانه و ماشین خود را می فروشد و نیازش را برطرف می کند و  اگر وجه نقد داشته باشد می رود خاکبرسری هایش را رفع و رجوع می نماید.  از این رو  دولت قرار است در صورت اشتغال هموطنان،  تردد آنها با خودرو ، داشتن پول نقد و دارا بودن خانه،  یارانه ی نقدی ایشان را حذف نماید. در این راستا یک مقام دولتی از مردم خواست در صورتی که احیانا اشتغال دارند جهت جلوگیری از قطع یارانه نقدیشان دراسرع وقت استعفا داده و در کارهای منزل به همسرانشان و والدینشان کمک نمایند. همچنین وی  از مردم خواست در صورت تردد با خودرو شخصی چنانچه خودرو متعلق به ایشان نمی باشند دستشان را از پنجره بیرون آورده و به دولت علامت دهند که خودروی مذبور مال انها نیست. وی ادامه داد در صورتی که فردی ساکن یک خانه ی استیجاری می باشد با نسب پلاکاردی بر روی سقف خانه( از نمای هلیکوپتر) و دیواری های بیرونی آن (نمای طاهره خانم) به دولت کمک کنند تا خدای ناکرده یارانه ی کسی به اشتباه قطع نگردد. وی خاطر نشان کرد تعداد هموطنانی که پول نقد در اختیار دارند زیاد نیستند و از این لحاظ  دولت در شناسایی افراد پول دار مشکل چندانی نخواهد داشت.

در نهایت سخنگوی دولت در نشست خبری روز گذشته‌اش، شناسایی اقشار پردرآمد جامعه را دشوار دانست و گفت: «درآمد یک وجه است، گاهی ممکن است فردی درآمدش بالا باشد اما هزینه‌های زندگی زیادی داشته باشد. به عنوان مثال بیمار صعب‌العلاج در منزل داشته باشد؛و از این که چرا مردم مواظب خودشان نیستند و بیماری صعب العلاج می گیرند گلایه کرد و از آنها خواست بیشتر مواظب خودشان باشند.

دوچرخه سه باز از قلیان و چهار بار از ماهواره برای بدن مضر تر است!

 

   یکی از خاطرات ثابت پدرمان جهت زهرمارسازی اوقات مراجعه مان به پارک شهر این است که آن زمان ها آلمانی ها می آمدند اینجاها( اشاره به گوشه و کنارهای سطل آشغال) می خوابیدند و کسی به آنها کاری نداشت. مکمل این خاطره هم این قسمت است که یک روز چند خانم آلمانی بلوند به پارک آمده بودند تا شب را آنجاها بخوابند و کسی به آنها کاری نداشته باشد و جهت آب تنی به رودخانه ی شهر مراجعه نموده بودند که متوجه شدند تمام عناصر ذکور شهر بلافاصله خودشان را به آب انداختند و از آن به بعد آب تنی به نوعی مد در میان مردم تبدیل شد. البته ما در اینجا به مقاصد ثانوی برخی از عناصر ذکور بالا کاری نداریم و اصرار داریم نتیجه مورد علاقه خودمان را از خاطره بابایمان استخراج نماییم و آن این که ما اصولا ملت جوگیری هستیم و بیشترفتارهایمان کارشناسی نشده و جوگیرانه است، و تب دوچرخه سواری اخیر هم از این قاعده مستثنی نیست. چه آنکه به زعم کارشناسان حوزه ی سلامت، دوچرخه سواری برای شهروندان مثل سم می ماند و باید از آن حزر نمایند و هرآینه قلیان و ماهواره کمتر به سلامتی بشر ضرر بزنند.  می فرمایید چرا؟

   چون اولا از لحاظ موقعیت جغرافیایی شاید بعد از کوه های آلپ دومین مکان نامناسب برای دوچرخه سواری همین سقز خودمان باشد. چند سر بالایی را به چند میدان وصل نموده اند و یک سری  مغازه هم در  دو طرف باز کرده اند و اسمش را گذاشته اند شهر. کافی است یکبار فاصله دو میدان اصلی را رکاب بزنید تا به مشتری دایمی دکتر ضاد.صاد.قاف تبدیل شوید که حق ویزیت ایشان 26000  تومان است و اگر اشتباهی به ایشان مراجعه کرده باشید به اندازه ی یک تلفن دوریالی انصاف ندارد که در صورت عدم برقراری مکالمه دو ریالیتان را به شما پس می دهد.

   در ثانی هوای بی مثالش هم  از سه حالت خارج نیست. یا دمای هوا مثبت چهل درجه و بیش تر است که در صورت دوچرخه سواری در این ایام به زودی سرطان پوست می گیرید و مشتری دکتر الف می شوید تا در اسرع وقت به دلیل داروهای اشتباهی جان به جان آفرین تسلیم نمایید و پس از موت، بازماندگان متوجه شوند شما اصلا سرطان نداشته اید و مشکل یک کهیر زدن ساده بوده است و اگر کمی دیرتر به دکتر مراجعه می نمودید احتمالا صد و بیست سال عمر می نمودید.  یا منفی چهل درجه می باشد که در رکاب های دوم و سوم شاهد انجماد کامل اعضا و جوارح خویش می شوید. کمی بعد به ناگاه می بینید که گوشه ای از شهر در پیکر یک تندیس بلورین متوقف شده اید و بچه ها دارند از سر و کول شما بالا می روند. اگر هم شانس بیاورید و دمای هوا به حدود یخزدگی و سوختگی نرسد غبار محلی هست و باید در هنگام درچرخه سواری غبار مذکور را استشمام نمایید و در آن حالت سرو کارتان با دکتر ب خواهد بود  و باید به زودی لوزه ی خود را با نرخ آزاد قبل از توافق هسته ای عمل نمایید و اضافه ی سینوس هایتان را پلیسه گیری نمایید و دستی هم به دماغ گوشتی ضایعتان هم بیاورید که مخارجتان سر می زند به آسمان.

   نکته ی دیگری که شما را باید از خرید دوچرخه منصرف نماید این است که قواعد راهنمایی و رانندگی در این شهریک حالت تزئینی دارد و اولویت با حرکت وسایل نقلیه به جلو است. برای مثال اگرهنگامی که در پیاده رو برای خودتان رکاب می زنید و از آن کلاه های مسخره ی نارنجی مسخره پوشیده اید و شورتی هم به تن دارید تا با کلاس جلوه نمایید هر آینه ممکن است یک پرشیای ای ال ایکس که اعصاب ترافیک را ندارد با حداکثر سرعت مجاز در روز وارد پیاده رو گشته و شما را با سنگ فرش تازه احداث شده ی شهرداری یکسان نماید و یک در میان با گل های پیاده رو و ماسه های بادی همفاز گردید.

لذا نظر به توضیحات بالا خرید دوچرخه یک سرمایه گذاری اشتباه بوده و نه تنها برای سلامتی شما مضر می باشد، بلکه توجیه اقتصادی هم ندارد و حکم دور ریختن پول بی زبان در چاه فاضلاب را دارد.

دکلش دست کیست؟

داستان از این قرار است که وزارت نفت تایید کرده که یک دکل نفتی در دوره ریاست جمهوری قبلی گم شده است و رسانه ها هم برداشته اند و تیتر زده اند : دکل ۷۸ میلیون دلاری گم شد, دکل کجا رفت, دکلم کو, تو دکل منو ندیدی؟درست صحبت کن خانواده نشسته،  مگر دکل پا دارد؟چه کسی دکلش را جابجا کرد؟ دکل دیدی ندیدی, دکلش دست کیست؟
ما به شدت رویه کنونی حاکم بر رسانه ها را محکوم می کنیم و شاید برای این منظور در روز روشن و در ملا عام اقدام به روزی خواری نماییم و دلواپسی خودمان را به این وسیله ابراز نماییم .این چه وضعش است که این صاحبان رسانه همه اش منتظرند یک چیزی از دولت قبل دستشان بیافتد و تو بوق نمایند و دستاورد های هشت ساله را یک شبه بر باد فنا بدهند. در تایید فرمایشات نگارنده همین دیروز آقای قالیباف هم گفتند:  نکند بگم بگم های دولت قبلی تبدیل شود به تقصیر قبلی ها بود تقصیر قبلی ها بود!
حالا گیریم یک دکل به ارتفاع این هوا گم شده باشد.  مگر شما تا به حال چیز گم نکرده اید ؟خب دکل هم چیز است و حق دارد گم شود و حق دارند گمش کنند. ما خودمان روزی هزار بار جوراب هایمان را گم می کنیم و به کمک عیال و همسایه ها آن هار باز می یابیم باور بفرمایید یکبار آنها را در یخچال و روی سطل ماست جاگذاشته بودیم .  حالا به قول معروف هرکه بامش بیش برفش بیشتر و اگر مقیاسی هم حساب کنیم یک دکل نفتی در حد جوراب ریاست جمهوری هم نیست و با ان سابقه ی شلختگی که از رییس جمهور وقت سراغ داریم احتمالا باید میان خرت و پرت هایشان گم شده باشد و اگر کمی حوصله به خرج دهند ان زیر میرها پیدایش می کنند.
 تازه ریس جمهور اگر رییس جمهور باشد( انهم رییس جمهور وقت ) باید نخبگی کند و خودش را برای مدیریت جهانی و المپیک آماده نماید، او چه کاری به دکل نفتی دارد. ایشان همیشه باید کار بزرگ داشته باشند و مرتب بروند کار بزرگشان را انجام دهد و برگردند و کارهای کوچک را برای مشاوران خود باقی بگذارند. حالا در این میان ممکن است رییس جمهور وقت دکلش را دست مشاورانش داده باشد و مشاوران دکل او را دست معاونان داده باشد، و معاونان دست کارمندان و همین طور دکل دست به دست شده باشد و الان معلوم نباشد دکل دست کیست. به هر روی دکل مثل پول نقد نبوده و به درد استفاده ی شخصی نمی خورد و شخص دکل گیرنده به زودی پسش خواهد داد. مگر این که شخص مذبور دکل را با چاه نفتش برداشته باشد که در این صورت چند سالی طول می کشد که نفت دوباره ملی شود و با شخص دکل گیرنده برخورد گردد اما به قول معروف دیر و زود داشته ولی سوخت و سوز ندارد.
حالا در این وسط عده ای که نخبه و تحصیل کرده نمی باشند و عمدتا به غرب متصل اند, از روی عوامی و خاکبرسری خود یک سری قضاوت های جاهلانه می نمایند و بازهم تقصیر را به گردن دولت های سابق می اندازند اما این جماعت باید بدانند تفاوت بنیادی دکل های نفتی و بچه ی آدمیزاد در اینجاست که بر خلاف بچه آدمیزاد، دکل های نفتی در صورت گم شدن نمی توانند به پلیس مراجعه نموده و به دنبال صاحاب خودشان بگردند و مثل بز می نشینند یکجا و زل می زنند به اسمان. حال بنده درک نمی کنم ریاست جمهوری وقت در این وسط چکاره است؟ بی شعوری یک دکل چه ربطی به یک رییس جمهور وقت دارد؟
علی ای حال ما همبستگی خود را با ریاست جمهوری وقت اعلام کرده، و پیشنهاد می دهیم یک واحد به اسم واحد بازیابی اقلام مفقود شده نهاد حفظ آثار ریس جمهوری وقت دایر شود، گفته باشیم امروز دکل گم شد فردا آبادان و خلیج فارس و میادین مشترک هم گم می شوند و باز یک عده میایند این وسط برای خودشیرینی و سیاه نمایی. همچنین از غرب می خواهیم اگر دکل نزد اوست با زبان خوش آن را پس بدهد، برای او زشت است، وگرنه مجبور می شویم دهانمان را باز نماییم

چرا تقلب حق مسلم دانشجویان است !

در این مطلب قصد داریم آن دسته از مراقبان و اساتید عزیز را که هنوز فکر می کنند تقلب امری مذموم و ناپسند بوده و برای آبروی علمی کشور مضر می باشد روشن نماییم و از حق طبیعی تقلب دانشجویان دفاع نماییم.
جهت تنویر اذهان افراد فوق الذکر باید گفت اولا جامعه ی علمی کشور آبرو ندارد و اگر آبرو هم داشته باشد تا لحظه ی نگارش این مطلب از مرزهای کشور خارج شده است.
ثانیا ممکن است بعض افراد فکر کنند تقلب نوعی دزدی علمی است و شاید حق  با ایشان باشد اما به هر حال زمانه تغییر کرده و اکنون دوره ی نانو تکنولوژی است و دیگر دزدی مثل سابق دارای قباحت نمی باشد.
ثالثا بر همه واضح و مبرهن است که سرانه ی مطالعه ی کشور در 12 ماهه ی منتهی به اردیبهشت 94 کمتر از 25 ثانیه در سال و در حد قرائت جمله ی "پارک=پنجری" می باشد و از قدیم و ندیم گفته اند ترک عادت موجب مرض می شود و نباید از دانشجویان انتظار داشت که یک شبه تغییر یابند.
رابعا خب مراقبان محترم باید دانشجویان عزیز را درک نمایند که آنها از جهات مختلف تحت فشار می باشند: فشار های معیشتی ، فشار فیس بوک، فشار لاین، فشار وایبر، فشار می تاک، فشار تلگرام، فشار های مطالعاتی که در بالا ذکر ان رفت، فشار های جن...ی و غیره. مضاف بر آن باید در نظر داشت که دانشجویان عزیز از لحاظ وقت در مضیقه و تحت فشار می باشند. ما خودمان که برای انجام کاری به یک واحد دانشگاه آزاد اسلامی مراجعه کرده بودیم متوجه وقت گیر بودن دانشجویی شدیم. در لحظه ی ورود فکر کردیم وارد آرایشگاه زنانه شده ایم بعد به صرافت افتادیم که نکند سالن اپیلاسیون باشد اما با رویت چند فروند پسر که بر روی یک کپه چمن ولو شده بودند دریافتیم که حتما باید اینجا یک مکان علمی باشد. اما به هر حال متوجه شدیم این حجم از ترگلی باید بسیار وقت گیر باشد و لذا وقتی برای دانشجویان باقی نمی گذارد.
خامسا اصلا چرا باید آن همه حساسیت نسبت به این برگه های کوچک وجود داشته باشد؟در حالی که این برگه ها در خارج فلاش کارد نام دارند و یکی از روش های مرسوم آموزش مدرن به حساب می آیند.
تازه اساتید محترم هم باید به این مساله واقف گردند که جزوه های ایشان تنها به درد تبدیل به فلاش کارد می خورند و البته جا دارد از طرف فعالان محیط زیست ازیک کارآفرین همشهری خودمان که از این جزوات در بسته بندی تخمه ی افتابگردان استفاده نمود تشکر کرده و برای خلاقیت ایشان دعا نماییم.
مضاف بر همه ی اینها، استاد اگر آدم با درک و ذکاوتی باشد سرجلسه ی امتحان از خود تساهل و تسامح نشان می دهند و با سیخونکی چیزی مراقب را می فهماند که اینقدر به آن زبانبسته ها گیر ندهد چرا؟ چون خودش به بی سوادی خودش واقف است و الکی اموات و عمه های خود را به بازی نمی گیرد. چه بسا اگر زیاد به آنها فشار بیاورد از یک جایشان بیرون بزند و مثلا در ترم های بعد سوال های صد من یک غاز مطرح نمایند  و استاد مجبور شود قبل از کلاس مطالعه نماید و آپدیت شود و سری که درد نمی کند دستمال به آن نمی بندند.
لذا چنانچه در ابتدای مطلب ذکر آن رفت تقلب حق مسلم دانشجویان بوده و از مصادیق نرمش است. پس جا دارد مراقبان و اساتید محترم در صورت مشاهده ی انواع تقلب اعم از انفرادی، گروهی، با موبایل، با ماشین حساب، با دوست پسر و ... از خودشان انعطاف نشان داده  در راستای تسامح علمی سوت بزنند و تعداد پره های پنکه ی سقفی و رادیاتور شوفاژ را بشمرند.

ما را به خیر تو امید نیست بانک شر مرسان!

اصولا چون ایرانی جماعت خبرهای خوش را از طریق پیامک انتقال نمی دهند و مثلا اگر خبر خوشی باشد یک شیتیلی چیزی در اذای آن می گیرند و پدر صاحب خبر را در می آورند تا به او اطلاع دهند، ما یک حالت هیستریک نسبت به  صدای اس ام اس گوشی خودمان داریم. یعنی همین که جیک آن مادر مرده در می آید به صورت اتوماتیک مقدار قابل توجهی آدرنالین در درونمان ترشح کرده و ضربان قلبمان بالا می رود و فورا به خس خس می افتیم. مخصوصا وقتی که خبر مورد نظر دم صبح باشد.

خروس خوان یکی از همین روزهای بهاری در خواب ناز بودیم که صدای اس ام اس بانک ملی باعث شد به این اندازه از جایمان به بالا بپریم : " کسر-50000 ریال مانده 115000 ریال.آبونمان سایپا." چون اصولا اول صبح کارایی مغزمان در حد شناسایی مسیر منتهی به مستراح بیشتر نمی  باشد پس از مراجعه به مکان فوق دوباره اس ام اس مورد نظر را مطالعه نمودیم.  اول فکر کردیم کسری مذبور جهت عوارض نوسازی شرکت سایپاست اما عینکمان را که زدیم متوجه شدیم سایپا نیست و ساپتاست. از آن رو که عیال ما ازهمان دوران صباوت بسیار کنجکاو می باشد و ما علاقه ی بسیاری به شفاف سازی داریم اس ام اس را به ایشان نشان دادیم که نامبرده پس از ابراز نگرانی از رمزی بودن اس ام اس فوق از ما خواست جهت شفاف سازی بیشتر با بانک مربوطه تماس گرفته و مورد را جویا شویم و ایشان را از نگرانی برهانیم. ما نیز بلافاصله تماس مورد نظر را حاصل نمودیم.

-          خسته نباشید، قضیه ی این ساپتا چیه؟

-          ساپتا سیستم ارسال پیام ...

-          What?

-          براش فرم پرکردید و اقرار کردید تمام هزینه هاش رو متحمل می شید تازه قبلا هم به شما اطلاع داده شده، فکر کردید الکیه هی فرت و فرت کارت می زنید و شارژ می خرید و از ای تی ام استفاده می کنید، ای تی ام خرج داره، ای تی ام زن و بچه داره، بنزین لیتری 1000 تومن، ای تی ام گناه داره.

-          کی اطلاع دادید؟

-          چارشنبه...تق.

-          الو...الووو....

چون اصولا علاقه ای به ساختن حواشی علیه دستگاه ها و ادارت نداریم، پاپی قضیه نشدیم و به روزمرگی خودمان ادامه دادیم. تا این که متوجه شدیم مساله گنده تر از این حرف هاست و موجبات سیاه نمایی عده ی کثیری از هموطنان شده که چرا خبر نداده اند و با اجازه ی چه کسی برداشت نموده اند و بنزین رو هم همینطوری پیچاندند و هرآینه ملت چیز فرض شده باشد.

خلاصه نشان دادن بخار از جانب شهروندان کارگر افتاد و فردای آن روز اس ام اس دیگری از جانب بانک مربوطه ارسال گشت : "در صورت کسر 50000 ریال بابت آبونمان ساپتا چنانچه تمایل ندارید از این سرویس استفاده نمایید عدد 1 را به شماره فلان ارسال نمایید تا مبلغ کسر شده به حساب شما عودت یابد. بانک ملی ایران"

ظاهرا مشکلات معیشتی و شدت مقاومت اقتصادی موجب شده بانکداران عزیزبه دنبال شیوه های جدید کسب درآمد بگردند از آن جمله روش فوق:   اول ملت بدهکار می شوند بعد به انها موضوع بدهکاری اطلاع داده می شوند  اگراعتراض نکردند که هیچ و یک قلب آب هم روش، ولی اگر اعتراض کردند از انها خواسته می شود در صورت عدم تمایل عدد یک را ارسال کنند، و آب از آب تکان نخورده است، تازه مدیر عامل بانک مذبور کلی از ملت شاکی می شود که ما به ایشان اطلاع دادیم و آنها خیلی ملت بی جنبه ای می باشند و کاش ما درسمان را خوانده بودیم و دکتر می شدیم.

راهکار های هیات دولت جهت حل مشکل معلمان

بالاخره پس از اعتراضات گسترده ی معلمان به کمبود جیره ومواجب و فشارهای
معیشتی پدر درآر، مسئولان امر گرد هم نشستند تا راهکارهایی برای مشکل فوق
پیدا کنند. به گفته ی یک مسئول که نخواست نامش فاش شود نظر به این که
آموزش  و پرورش از خود هیچ درآمد زایی ندارد همیشه دستش در جیب دولت بوده
و دولت هم خودش کلی قسط و خرج دارد و  باتوجه به استراتژی دولت در هدایت
درآمد های نفتی به سمت پروژه های عمرانی و ادرات برق، مخابرات، پست
تلگراف تلفن، و ... امکان افزایش حقوق معلمان وجود ندارد مگر این که این
وزارت خانه درآمد زا گردد. لذا طرح هایی پیشنهادی به شرح ذیل در دستور
کار هیات دولت قرار گرفت که در صورت تایید انشالله مشکلات معلمان برای
همیشه حل خواهد شد در غیر این صورت معلمان می توانندکمافی السابق روزانه
N  بار تحسن نمایند و به اعتراضات خود ادامه دهند :
•       افزایش حقوق معلمان از محل اسکان مسافران  سرگردان
با توجه به استقبال بی نظیر هموطنان از طرح اسکان مسافران سرگردان در
مدارس قرار شد این طرح در تمام ایام سال اجرا گردد که 20 درصد از درآمد
عایدشده صرف افزایش حقوق معلمان گردد و 80 درصد بقیه صرف توسعه  پارس
جنوبی. البته هنوز دولت در مورد نحوه ی تعامل زن و بچه ی مسافران با دانش
آموزان فکری نکرده است.
 وی افزود در صورت عدم وجود مسافر، معلمان می توانند با پرداخت هزینه ای
اندک در مدارس خود اسکان یابند و با زن و بچه خود جوجه کباب درست کنند و
والیبال و وسط بازی کنند که در این صورت زن و بچه های آنها فکر می کنند
به مسافرت آمده اند و از فشار معیشتی آنها کاسته خواهد شد.
•       افزایش  حقوق معلمان از محل افزایش مالیات بر درآمد معلمان
همان مسئول به رسانه ها گفت دولت در نظر دارد تا 30 درصد مالیات بر درآمد
معلمان را افزایش دهد که از این مقدار 25 درصد به حساب آنها بازگردانده
شده و 5 درصد کارمزد به دولت تعلق خواهد گرفت. به این صورت معلمان عزیز
هنگام مشاهده ی فیش حقوقی خود  با رویت کسورات جدید تصیم می گیرند در و
پنجره ی اداره را پایین بیاورند ولی پس از مشاهده اضافه حقوق 25 درصدی یک
حالت شعف عجیبی به آنها دست می دهد که موجب سرازیرکردن اشک شوق و خواندن
نماز شکر توسط می گردد.
•       افزایش درآمد معلمان از محل آزاد سازی مشاغل دوم و سوم الی پانزدهم
نظر به این که در حال حاضر هم شغل معلمی در حد تفریحات سالم بوده و بیشتر
معلمان از طریق مشاغل ثانوی مخارج خود را تامین می نمایند دولت به معلمان
اجازه می دهد در ساعات غیر کاری به تعداد نامعدودی شغل اشتغال داشته
باشند.
•       ارتقای سطح معیشتی معلمان ازطریق اخراج معلمان
باتوجه به وجود نمونه های بسیار موفق صاحبان مشاغل که قبلا معلم بوده اند
و در حال حاضر روزی صد هزار مرتبه خدا را برای اخراج شدنشان شکر می گویند
، دولت در نظر دارد معلمان خوش ذوقی که زمینه ی کارآفرینی را دارند
شناسایی و فورا اخراج نماید.
•       افزایش دریافتی  معلمان از محل فروش وسایل تنظیم خانواده و گن لاغری به
اولیای دانش آموزان
با توجه به این که مشکل اصلی کشور موارد جنسی  و چاقی مفرط بوده مدارس می
توانند به صورت مستقیم به فروش وسایل تنظیم خانواده و گن لاغری به اولیای
دانش آموزان پرداخته و ضمن حل مشکل خانوار از این طریق درآمد زایی داشته
باشند.
•       ارتقای سطح رفاه معلمان از طریق حدف یارانه نقدی آنان
وی افزود یک راهکار اساسی جهت ارتقای سطح رفاه معلمان حذف یارانه نقدی
آنهاست. به این صورت زن و بچه معلمان در مقابل در و همسایه پز می دهند که
یارانه ی ما قطع شده و در و همسایه مذبور فکر می کنند لابد آنها از اقشار
مرفه جامعه بوده اند و خانواده ی معلم کم کم به خود باوری می رسند و به
این ترتیب فشار معیشتی شان کاسته می گردد.
در نهایت مسول فوق خاطر نشان کرد معلمی شغل انبیاست و الکی نیست و مسائل
از اولویت های اصلی است و دولت قول می دهد در اولین فرصت یارانه ی آنها
را قطع نماید.

راه های جلوگیری از رفتن کلاه بر سر نمایندگان مردم از زبان بان کی مون!

در هفته ای که گذشت انتشار یک خبر هسته ای دیگر موجب شادی دل ملت گشت و آن این که هشتاد نفر از نمایندگان ملت طرحی سه فوریتی در خصوص توقف مذارکرات هسته ای گردآوری و امضا نمودند.برای ما مهمتر از خود طرح اما وجود امضای خوشگل نماینده ی محترم سقز و بانه پای طرح مذبور بود. به گفته ی آگاهان پس از انتشار ویدیویی با پیراهن صورتی در یکی از جلسات مجلس این دومین باری بود که اسمی از آقای نماینده در جراید عالم به چشم می خورد. همین خبر خوب باعث شد تعداد کثیری از مردم محترم سقز و بانه که جهت رد یابی و استعلام نماینده خود به پایتخت سفر نموده بودند از نگرانی
 رهیده و به سرکار و زندگی خود برگرند.
ساعاتی پس از انتشار اخبار سلامتی نماینده و امضای طرح فوق نماینده ی محترم این دو شهر با پیرهن گل بهی در رسانه ها حاضر شده و از گذاشتن کلاه بر سر ایشان توسط دلواپسان خبر داد. وی گفت: " همکار من کاغذی گذاشت دم دستم گفت امضاش کن، من گفتم این چیه گفت مگه نمی بینی طرحه. من گفتم آخه مشغله دارم، ایشان گفت آخه سه فوریتیه و چون در آن زمان من فکر می کدم هرچه تعداد فوریت موارد بالاتر باشد  باید زودتر امضا شود جهت لنگ نماندن کار مردم امضایش کردم". سپس ایشان از سوء استفاده کردن همکار خود از شهرستانی بودن ایشان انتقاد  نمود و کل قضیه را تکذیب کرد.
پس از توضیحات جانسوزنماینده،   دبیرکل سازمان ملل این فغان رفته بر بشریت را محکوم کرد و در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود و تنش می لرزید  پاره از موارد را جهت جلوگیری از رفتن کلاه بر سر نماینده اقلیت ها در کلان شهر ها به شرح ذیل بیان نمود:
1-      مطالعه ی طرح های مجلس قبل ازامضای طرح های مجلس و به طور کلی مطالعه ی هرچیز قبل از امضای آن چیز.
2-      عدم امضای هرچیزی که الزاما به ضرر دولت باشد.
3-      حضور حد اقلی در جلسات مجلس
4-      به طور کلی عدم حضور در مجلس و تفویض کل امور بشریت به دلواپسان مردم.
5-      حضور حداکثری در زادگاه جهت نصب روسای ادارات دستگاه ها و لوازم، و نصب بنر در گذرگاه ها و معابر.
6-      مطالعه ی اسناد مهم قبل از امضای اسناد مهم
7-      تفویض پاره ای از امورات جهت کاهش مشغله
8-      عدم توقیع اسناد در هنگام داشتن مشغله
9-      عدم حمل کیف پول در جیب پشت هنگام استفاده از مترو، بی آر تی و سایر وسایل حمل و نقل عمومی
10-     عدم پاسخ به سوالاتی مانند اسمت چیه عمویی  و عدم دریافت خوراکی از افراد ناشناس.
11-     بازی نکردن در کنار بزرگراه ها و مکان های پرتردد.
12-     عدم تردد بعد از ساعت 7 شب خصوصا در نقاط کم تردد.
13-     نگاه کردن به طرف چپ و سپس به طرف راست هنگام عبور از خیابان.