اصولگرایی در میان مایکروفر قدرت و میکروسکوپ جامعه ی ایرانی

 

  می گویم: ای شهربان شکر شکن شیرین گفتار،ای بلبل بوستان جریده و نوشتار ،ای که کلام نافذت زمانی آن زیباروی کارشناس همه ی امور در VOA را بر می آشوبد و گاهی پیکان قلم برِِّایت خیمه ی مهرورزان را نشانه می گیرد،ای که گلگیرهایت را در آسیاب سفید نکرده ای و از بس سرد و گرم روزگار چشیده ای که چیزهای شبیه به موی روی سرت جو گندمی شده اند،برخیز و چاره ای کن که شهربانی را از دست دادیم رفت،حالا که تبلیغات بدجوری زیر دندان این شارنیوزی ها مزه کرده عنقریب شهربانی را به چند خط تبلیغات بفروشند،و ما را که زمانی برای خود برو بیایی داشته ایم و همیشه جزو TOP 10  مطالب سایت بوده ایم، به بیرون بیاندازند، و جل و پلاسمان را هم به هکذا.این جماعت که من می شناسم دوست و فامیل و آشنا نمی شناسند ،بفرما که چه خاکی بر سرمان بریزیم.

   شهربان به صورت اسلو موشن گردن مبارکش را تکان می دهد،نگاهی به این طرف و آن طرف می اندازد سپس به هفته نامه ی روی میز خیره می شود،آنرا بر می دارد و در حالی که از فرط تعجب و خوشحالی و چند احساس بی ربط دیگر، چیزهای روی سرش سیخ سیخ شده و چشمانش گرد،زنگ کله اش به صدا در آمده(دی ی ی ی نگ) و می گوید:" یافتم یافتم خودش است،همینه"

   می گویم:چه شد قربانت گردم، چه چیز تو را این گونه متحول نمود،چه را یافتی،مگر در دوازده صفحه ی این هفته نامه بجز تعریف و تمجید از مسئولان فعلی و تخریب گذشتکان چیز دیگری هم هست؟ اصلا چرا بیهوده صد تومان از اموال شارنیوز را برای خریدن آن خرج نموده ای؟همین کارها را می کنی که دارند بیرونمان می کنند دیگر .

   می گوید:آنچه جوان در آینه بیند،پیر در خشت خام بیند.نمی فهمی دیگر،مشکل ما در نداشتن ذوق و قریحه و مقداری هم سواد در ساختن تیتر می باشد.تیتر این روزنامه را ببین"اصلاحات در برزخ ماکرو فیزیک قدرت و میکروپلتیک جامعه ی ایرانی"،حالا فهمیدی چرا صد تومن که هیچ، بلکه هزار تومن برای خرید آن کم است؟البته اگر یک دانشنامه ی سیاسی هم همراه با آن به صورت اشانتیون می دادند تا بفهمیم این جمله ی قلمبه-سلمبه یعنی چی، دیگر به قول فرنگی ها پرایس لس می شد .

   می گویم: حقا که شهربان ما تو باشی ،واحسرتا که من در جهل مرکب بودم و تو همه درست بودی.

 و این چنین بود که ما هم با تیتر این مطلب،که از قضای روزگار هیچ ربطی به خود مطلب ندارد، سر سردبیر و بقیه را شیره مالیده و تاطلاع ثانوی شهربانی را از گزند ایشان به دور نهادیم،در ضمن هفته نامه ی خریداری شده با نصف قیمت بفروش می رسد،لذا از متقاضیان واجد شرایط زیر،درخواست می شود با در داشتن یک عدد پنجاه تومانی کاغذی به دفتر سایت مراجعه فرمایند:

1.قول بدهند به جای شیشه پاک کن از صفحات هفته نامه استفاده نکنند.

2.به غلط های تایپی،نگارشی و دستوری آن در حضور جمع نخندند.

3.اگر فهمیدند ماکروفیزیک و میکرو پلتیک یعنی چی به ما هم بگویند.

4.به خواندن متون تخیلی علاقه مند باشند.

5.سابقه ی بیماری قلبی نداشته باشند.

مشکلات وجود دو وزارتخانه در یک ساختمان

هر چه می گویند این وزارت خانه ها را هی باهم تلفیق نکنید و بگذارید هر یک به طور مجزا کارشان را انجام دهند و امور بیش از این قاطی پاطی نشود گوش کسی بدهکار نیست که نیست.

اگر بعضی ها فکر می کنند منظورمان شایعات ادغام وزارت کار و امور اجتماعی و وزارت رفاه است،خیال خام نموده اند، که تا نمونه ی عینی و ملموس قضایا موجود باشد آدم عاقل را به شایعات چکار باشد.مثلا همین وزارت فرهنگ و ارشاد،معلوم نیست کار این وزارت خانه ترویج فرهنگ است یا گسترش ارشاد،تا جایی که حتی وزرا نیز دچار سردر گمی شده اند.

نه به آن شوری شور که زمانی با تساهل و تصامح(و بلعکس) همین مانده بود فیلم تایتانک را بدون سانسور اکران کنند و نصف اوقات کاری مجلس پنجم به استیضاح وزیر فرهنگ می گذشت و نه به این بی نمکی که سنتوری بیچاره آنقدر پشت درب ممیزی خانه وزارت ارشاد می ماند که کار از کار بگذرد و از برکت پویایی شبکه ی  سی دی رسانی کشور ، تمام اهالی دارقوزآباد سفلی هم علی سنتوری را بهتر از مادرش بشناسند.

اما تنها کسانی که این وسط روزگارشان -به واسطه ی وجود دو وزارتخانه در یک ساختمان- از همه تیره و تار تر است،اصحاب جراید اند.زمانی وزارت خانه مذبور، فرهنگی می شود و مجوز چاپ وانتشار می دهد و پس از چندی ارشادی می گردد و پس می گیرد هر آنچه را که خود داده بود.

بد نیست در این رابطه به گوشه های از نشست خبری وزیر ارشاد به بهانه ی برگزاری نمایشگاه کتاب توجه فرمایید:

-وزیر فرهنگ:باب صدور مجوز باز است

(در تکمیل فرمایش ایشان عرض کنیم بعد از باب مذکور هفت خان هم وجود دارد،لذا از افرادی که توانایی شکستن شاخ دیو ندارند تقاضا می شود الکی مزاحم نشوند)

-وزیر ارشاد: البته من قبول دارم که دوره دریافت مجوز انتشار طو لانی است،اما ناشرانی که آثار خود را به دور از  محذورات اخلاقی به وزارت خانه ارائه می کننددر این قضیه مقصر اند.

(اولا اختیار داری،شصت هفتاد سال که زمانی نیست در ثانی ما اصلا در جامعه ناشر بی اخلاق و دانشجوی سه ستاره و این ها را نداریم.)

-صفار هرندی:توضیحات بیشتر باعث ایجاد ابهام می کند.

(شکر میان کلامتان ،این که تنها در دولت نهم است که توضیحات بیشتر باعث ایجاد ابهام می شود هم خود مزیتی است.)

-وزیرارشاد:توهین به ادیان الهی از علل عدم صدور مجوز است.

(توهین به همسر پیامبر یکی از ادیان الهی که یک میلیارد نفر پیرو دارد هم جزو مصادیق توهین است یا نه؟)

-وزیر:به رغم تلاش های انجام شده ،نمایشگاه در حد ملت ایران نیست.

(لابد زمانی که  همه ی کتابها جمع آوری شده و نمایشگاه به محل عرضه ی سالانه ی سیب زمینی،چیزبرگر و بستنی تبدیل شد به حد مذبور می رسد.)

-صفار هرندی(در ستایش از شرایط ویژه ی ترافیکی مصلای تهران):اگر سال گذشته فقط نیم ساعت پس از اتمام کار نمایشگاه به خیابان های اطراف می رفتی پرنده پر نمی زد.

(باشد که با اقدامات عزیزان بزودی در ساعات کاری نمایشگاه هم  شاهد پر نزدن پندگان و نفس نکشیدن پستانداران باشیم.)

-وزیر فرهنگ: من همواره به دوستان و همکارانم می گویم که خود را آماده  شنیدن انتقادات تند نمایند.

(و هکذا به منتقدان بگویید خود را آماده برخور تند نمایند.)

-وزیر ارشاد و(بعد) فرهنگ :جمع آوری چند کتاب در مقابل عرضه ی 200 هزار کتاب نکته ی قابل طرحی نیست.

(در اینجا منظور از چند، صدو نود و نه هزار و نهصد و نود و نه تا می باشد.)

-صفار هرندی در پاسخ به خبرنگاری که وضعیت کتابخوانی در ایران را  در مقایسه با کشور هایی با وضعیت اجتماعی مشابه همچون مصر ناخوشایند اعلام کرد گفت:  من به عنوان متولی این امر به شما می گویم که هیچ آمار دقیقی دراین مورد وجود ندارد.

(من هم به عنوان متولی اون امر به شما می گویم، خیلی باهاتون خودمونی حساب کنیم به اذای هر نفر بیشتر از دو دقیقه در نمیاد،تازه این مقدار راهم از خیر سر کنکوری های عزیز داریم.)

وزیر ارشاد یک دولت مهرورز:درآوردن آمار کتابخوانی بسیار سخت می باشد.

حیف این دولت نهم نیست که درگیر کارهای سخت شود،بی خیال بروید به سفرهای استانی تان برسید،در دو سال و نیم اخیر ثابت شده که خدا خیلی بزرگ است وهمه چیز خود به خود درست می شود شما خودشو ناراحت نکن.

L90  کیلویی چند؟!!

خرداد1384

   خبرگزاری بیست و سی =پنجاه: بالاخره پس از سالها تحقیق و تفحص و خوردن دود چراغ،مسئولان سایپا موفق به یافتن خودروی شدند که ازمحصول شرکت رقیب یعنی پیکان زشت تر است.به گفته ی کارشناسان ،قیافه L 90 اصلا چیز دیگریست  و حتی با پراید 132،پژو206 SD ،پژو آر دی و این ها قابل مقایسه نمی باشد. یک مسئول که نخواست نامش فاش شود گفت: تحقیقات گروه مجرب و کارآزموده ای که از سال 47(اولین سال تولید پیکان) مسئول پیدا کردن یک خودرو بد ترکیب تر از پیکان بودند سرانجام به نتیجه رسید و آنان موفقیت خود را در حیاط سایپا جشن گرفته ، برای خودشان نوشابه بدون قند رژیمی باز نمودند.

   یک مسئول دیگر ضمن آنکه کشف این پدیده را به جامعه ی جوات های ایران تبریک گفت افزود:اگر پیکان را با گذاشتن رینگ و لاستیک و آینه ی اسپورت و خواباندن می توان شبیه به اتومبیل نمود،اما L 90   را با این جور سوسول بازی ها هیچ کار نباشد چه هرگونه دست کاری در آن منجر به بدریخت تر شدنش می شود.

 

خرداد1385

   همان خبرگزاری:با اعلام پیش فروش L90 ،دفتر های فروش سایپا پر شده است از متقاضیان ثبت نام این خودرو،به طوری که  اصلا جا برای سوزن انداختن در آنهانیست.یکی از متقاضیان ته صف،در حالی که اشک شوق در چشمانش حلقه زده بود به خبرنگار ما گفت:من از اینکه خونبهای بابامو می دم و به جاش L 90 می گیرم خیلی خوشحالم ،باور کنید خودمو بچه هام داریم از خوشی میترکیم،تازه تو قرار داد نوشتن "چون این خودرو از خارج وارد می شود در صورت تاخیر در تحویل ، سود که نمی دهیم هیچ،یک چیزی هم دستی از مشتری خواهیم گرفت"آخه کجای دنیا اینقدر به شعور مشتری احترام میزارن؟.

 

خرداد1386

   ایضا همان خبرگزاری :با اینکه قرار بود خودرو متقاضیانی که برای L90ثبت نام نموده اند در این ماه به آنها تحویل داده شود،ولی چون خودرو مربوطه از کشور فرانسه وارد می شود و آقای سارکوزی درگیر مسائل طلاق و جور کردن پول مهریه و قص علی هذه می باشد،تا اطلاع ثانوی خبری از تحویل این خودرو نمی باشد.

 

خرداد1387

   همون: به علت تجدید فراش آقای نیکلا سارکوزی،و پر مشغله بودن مراسم بعله برون و اینکه ما شدیدا با ازدواج ایشان با کارلا برونی-مانکن متبرج و مساله دار ایتالیایی- مخالفیم و سر این قضیه فعلا با فرانسه آبمان توی یک جوب نمی رود،فعلا L90 بی L90،اصلا حرفش را نزنید.