در این مطلب قصد داریم آن دسته از مراقبان و اساتید عزیز را که هنوز فکر می کنند تقلب امری مذموم و ناپسند بوده و برای آبروی علمی کشور مضر می باشد روشن نماییم و از حق طبیعی تقلب دانشجویان دفاع نماییم.
جهت تنویر اذهان افراد فوق الذکر باید گفت اولا جامعه ی علمی کشور آبرو ندارد و اگر آبرو هم داشته باشد تا لحظه ی نگارش این مطلب از مرزهای کشور خارج شده است.
ثانیا ممکن است بعض افراد فکر کنند تقلب نوعی دزدی علمی است و شاید حق  با ایشان باشد اما به هر حال زمانه تغییر کرده و اکنون دوره ی نانو تکنولوژی است و دیگر دزدی مثل سابق دارای قباحت نمی باشد.
ثالثا بر همه واضح و مبرهن است که سرانه ی مطالعه ی کشور در 12 ماهه ی منتهی به اردیبهشت 94 کمتر از 25 ثانیه در سال و در حد قرائت جمله ی "پارک=پنجری" می باشد و از قدیم و ندیم گفته اند ترک عادت موجب مرض می شود و نباید از دانشجویان انتظار داشت که یک شبه تغییر یابند.
رابعا خب مراقبان محترم باید دانشجویان عزیز را درک نمایند که آنها از جهات مختلف تحت فشار می باشند: فشار های معیشتی ، فشار فیس بوک، فشار لاین، فشار وایبر، فشار می تاک، فشار تلگرام، فشار های مطالعاتی که در بالا ذکر ان رفت، فشار های جن...ی و غیره. مضاف بر آن باید در نظر داشت که دانشجویان عزیز از لحاظ وقت در مضیقه و تحت فشار می باشند. ما خودمان که برای انجام کاری به یک واحد دانشگاه آزاد اسلامی مراجعه کرده بودیم متوجه وقت گیر بودن دانشجویی شدیم. در لحظه ی ورود فکر کردیم وارد آرایشگاه زنانه شده ایم بعد به صرافت افتادیم که نکند سالن اپیلاسیون باشد اما با رویت چند فروند پسر که بر روی یک کپه چمن ولو شده بودند دریافتیم که حتما باید اینجا یک مکان علمی باشد. اما به هر حال متوجه شدیم این حجم از ترگلی باید بسیار وقت گیر باشد و لذا وقتی برای دانشجویان باقی نمی گذارد.
خامسا اصلا چرا باید آن همه حساسیت نسبت به این برگه های کوچک وجود داشته باشد؟در حالی که این برگه ها در خارج فلاش کارد نام دارند و یکی از روش های مرسوم آموزش مدرن به حساب می آیند.
تازه اساتید محترم هم باید به این مساله واقف گردند که جزوه های ایشان تنها به درد تبدیل به فلاش کارد می خورند و البته جا دارد از طرف فعالان محیط زیست ازیک کارآفرین همشهری خودمان که از این جزوات در بسته بندی تخمه ی افتابگردان استفاده نمود تشکر کرده و برای خلاقیت ایشان دعا نماییم.
مضاف بر همه ی اینها، استاد اگر آدم با درک و ذکاوتی باشد سرجلسه ی امتحان از خود تساهل و تسامح نشان می دهند و با سیخونکی چیزی مراقب را می فهماند که اینقدر به آن زبانبسته ها گیر ندهد چرا؟ چون خودش به بی سوادی خودش واقف است و الکی اموات و عمه های خود را به بازی نمی گیرد. چه بسا اگر زیاد به آنها فشار بیاورد از یک جایشان بیرون بزند و مثلا در ترم های بعد سوال های صد من یک غاز مطرح نمایند  و استاد مجبور شود قبل از کلاس مطالعه نماید و آپدیت شود و سری که درد نمی کند دستمال به آن نمی بندند.
لذا چنانچه در ابتدای مطلب ذکر آن رفت تقلب حق مسلم دانشجویان بوده و از مصادیق نرمش است. پس جا دارد مراقبان و اساتید محترم در صورت مشاهده ی انواع تقلب اعم از انفرادی، گروهی، با موبایل، با ماشین حساب، با دوست پسر و ... از خودشان انعطاف نشان داده  در راستای تسامح علمی سوت بزنند و تعداد پره های پنکه ی سقفی و رادیاتور شوفاژ را بشمرند.