آنچه گذشت...

علی دایی با تیم ملی چه نکرد؟

   بازی ایران و امارات با نتیجه صفر –صفر به پایان رسید تا سریال کارهای نامشروع علی دایی با تیم ملی تکمیل شده باشد.

   به گفته ی حاضران کنار نیمکت،او که در سرتاسر بازی شخصی موسوم به فلدوسی پول را مورد عنایت قرار می داد،داوری را علت نتیجه ی ضعیف بازی دانست و به خبرنگاران گفت:"تقصیل من نبود،ما می خواستیم 4-4-4 بازی کنیم ولی چون داولی با اونا بود نذاشتن بیشتل از 11 تا بازی کن ببلیم تو و خلاصه مساوی شدیم،بنده از این تیلیبون به اون فلدوسی پولِ ... می گم مساوی از برد[1] خیلی هم خوبه، باز نله منو تو اون بلنامه نودِش تخلیب نکنه ها ... " که در آن لحظه به علت قطع شدن برق( به خاطر جیره بندی)، خبرنگاران قادر به ضبط ادامه صحبت های دایی نشدند.

   و ما غار نشین می شویم

پس از قطع شدن های متوالی گاز در  فصل زمستان و قندیل بندان های همشهریان در آن فصل،اکنون نوبت قطع شدن های پی در پی برق در فصل بهار است.انگار متولیان امور برنامه های جامع و کاملی  را برای سورپرایز نمودن مردم در تمام فصول در نظر دارند .

   اما آگاهان اقتصادی در پی گرانی سرسام آور مسکن ، خوراک و پوشاک و اخیرا نبود امکانات اولیه زندگی پیش بینی کردند به زودی شاهد بازگشت همشهریان به و ضع طبیعی و هجوم آنها به غار ها خواهیم بود.

قبل از رفتن به ایتالیا شام بخورید!

در اجلاس FAO در ایتالیا،نماینده ی ایران به ضیافت شام دعوت نشد،در این رابطه سه فرضیه وجود دارد:1. دشمن به دلیل خستگی مفرط[2]، رمق کافی برای پذیرایی از نماینده ی مارا نداشته است 2. اصلا میهمانی به صرف چای و شیرینی بوده و اطلاع رسانی همایش اشکال داشته است3.به دلیل تجمل بیش از اندازه شام مذبور و سرو نشدن نان و پنیرو سبزی از دعوت نماینده ایران امتناع ورزیده شد.

بووکه بارانه جواب داد

   در پی درخواست مکرر جمع کثیری از همشهریان و همروستاییان و تلاش آنان در تهیه و توزیع بووکه بارانه، بالاخره شش قطره باران بارید.دولت باریدن این شش قطره را باعث برطرف نمودن خشک سالی دراستان کردستان (و متعاقبا ذکر نکردن نام این استان در لیست استان های خشکسالی زده )دانست.

   یک مسئول نیز که نخواست نامش فاش شود ضمن اینکه این شش قطره را از سر مردم این منطقه زیادی هم دانست از استفاده ی دولت در جذب و تشویق پتانسیل بووکه بارانه در اینده نزدیک و از تهیه طرحی باعنوان بووک های زود باران ده  خبر داد.

بازهم اداره ارشاد گل کاشت

اداره ارشاد طی نامه هایی سرگشاده به مغازه داران  شهر هشدار داد ،در اجرای ماده فلان در ممنوعیت به کارگیری اسامی،عناوین و اصطلاحات بیگانه،حداکثر تا پانزده روز به تغییر این نوشته ها اقدام نمایند،در غیر این صورت از طریق مراجع انتظامی اقدام خواهد شد. آگاهان در ضمن ستایش این اقدام هوشمندانه اداره مذبور در حفظ و گسترش فرهنگ ایرانی،با توجه به نزدیک شدن نخستین سالگرد استفاده از آفتابه در طرح امنیت اجتماعی، از احتمال انداختن آفتابه به گردن و سنگ روی یخ نمودن خاطیان از این طریق،خبر دادند.    

 



[1] این یکی را استثنائا درست گفت

[2] از بس گفتند  کی خسته س،دشمن(دوبار تکرار کنید)

این روزها که نبودیم:

1.اصلا چرا نبودیم

عرضم به خدمت انورتان که به علت دانشگاه کردستان ،به مدت دو هفته است که اینجانب از کار و زندگی افتاده و علاف و سرکار بوده و فرصت سر خاراندن هم ندارم چه برسد به اینکه این وبلاگ کلنگی را آپ دیت نمایم.چرا؟چون بعد از گذشت یک سال و اندی از فارغ التحصیل شدنم  که با سلام و صلوات خواستم بروم بادانشگاه مذبور حساب هایم را تسویه نمایم تازه متوجه شدم که این دانشگاه همچین کشکی کشکشی هم نمی باشد و از بس با حساب و کتاب است که همین جوری نمی شود از دست آن خلاص شد چرا که باید روزی سه بار( قبل از غذا )پدر ارباب رجوع در آمده تا کار او به مرحله ی انجام برسد .

به واسطه ی قرار گرفتن دانشکده ها و ادارات این دانشگاه  بر روی چند کوه مجاور هم  و صعب الصعود بودن آنها ،انجام هر کاری در آن چهار پنج برابر دانشگاههای عادی و قت می برد.علاوه بر این ها چون مسئولان عزیز دانشگاه کردستان کارهای مهمتری دارند( چون عمل نمودن دماغ،تاتوی ابرو لب و لوچه ... )تا اطلاع ثانوی وقت ندارند و دست و دماغشان بند می باشد و تمام کارها به شنبه ی هفته ی بعد موکول خواهد شد. همچنین به واسطه ی وجود حساب و کتاب در امور مختلف، فقط در نود و هشت درصد موارد نمرات و سوابق در این دانشگاه گم می شود(من جمله سوابق تحصیلی این جانب) که بعضا در پی اقدامات مسئولان آموزش کشف می شود،خلاصه به دلایل بالا، این دو سه هفته نبودیم و مقدار معتنابهی از سوتی های عالم از دستمان در رفت،باشد که جبران نماییم.

 

2.خاک بر سر شدیم

در راستای سیاست سیاه نما ستیزی و گلمنگلی ستایی خویش عرض کنیم که وجود مقدار زیادی خاک و غبار در آسمان شهر به دلیل اختلالات آب و هوایی (همان خشکسالی سابق) بوده و ربطی به دولت نهم ندارد وکسانی که فکر می کند این پدیده به دولت ربط دارد،درست مانند کسانی که فکر می کنند نقدینگی و تورم با هم ارتباط دارند کور خوانده اند،در ضمن یادتان نرود که از این به بعد هرکسی که از واژه نا مانوس خشکسالی استفاده نماید مشمول طرح امنیت اجتماعی خواهد شد ،به جای آن بفرمایید اختلالات آب و هوایی.

 

3.منفجر شدید

بنابه شایعات رسیده از خبرگزاری فروزانینا یک خانه در بهارستان در اثر منفجر شدن تولید یک سال اوپک که در انباری خانه قرار داشت به هوا رفته و چند خانه ی همسایه را نیز از این فیض بهره مند نمود.به نقل از همان خبرگزاری آتش نشانی باستانی سقز که هنوز از ادوات قبل از انقلاب کبیر فرانسه استفاده می نماید،به تنهایی قادر به مهار این آتش نبوده و به دلایلی چون کوتاهی و ترکیدگی شلنگ آب، با شلنگ شهرهای اطراف ،پس از چند ساعت تلاش متوالی توسط همسایه ها موفق به مهار این آتش شد.

 

4.هفت تیر کش شدند

از قدیم و ندیم روانشناسان از تاثیرات مخرب فیلم های وسترن بر کودکان گفته اند و نوشته اند، چرا که این تاثیرات بعضا در بزرگسالی خود را نشان می دهند،برای نمونه به دیالوگ بین عضو شورای یک شهر و شهردار همان شهر توجه نمایید:- هی یارو برو به ریفیقاتم بگو، یا با این طرحی که من دادم موافقت می کنن یا یکی یه گولّه حرومشون می کنم. شهردار مزبور پس از جوگیر ی فوق یک تیر هوایی هم در کرد تا مشخص شود با کسی شوخی ندارد.