ماه رمضان است .در این ماه مسکینان با یک وعده که بقیه از رژیم غذایی خود بر می دارند حسابی سیر می شوند،عدل و انصاف همه جا را پر می کند و گرانی از بازار رخت می بندد.وزارت بازرگانی کالاهای مورد نیاز را تامین کرده و فراوانی آمده دلیل ارزانی.گوشت کیلویی خون بابای آدمیزاد ، مرغ به نرخ جد بزرگوار و مابقی به هکذا.
   ماه رمضان است . عده ای پس از یازده ماه تلاش و کوشش در گذاشتن کلاه و برداشتن آن، با تحمل درد معده مموریشان را فرمت می نمایند تا برای یازده ماه آینده جا داشته باشد.
   ماه رمضان است و سریال های آبکی رسانه ی کشکی فراوان.عده ای از خدا بی خبر و کم شعور که هی شیطان توی جلدشان می رود و هی پیر بابا خوبشان می کند.ولی چون شیطان موجود لعینی است تا سی شب ول کن ماجرا نخواهد بود و این پروسه ادامه می یابد تا آگهی ها بفروش روند و پول برای سابیدن کشک و گرفتن اعتراف بیشتر فراهم گردد. سریال هایی که مثل خود رسانه کشکی اند ،بعضی وقتها زهره ی آدم چهل ساله را نیز منفجر می نماید و لی محدودیت سنی برایشان قید نشده است.
   ماه رمضان است و در این ماه یک جرم به جرایم اضافه می شود و آن جرم تظاهر است،تظاهر به روزه خواری .البته تظاهر همه نوعش بد نیست مثلا تظاهر به روزه داری.معمولا سیگاری ها بیشتر این جرم را مرتکب می شوند و در کوچه پس کوچه ها تظاهر می کنند.بعضی وقت ها که در خیابان، یادشان می رود چه نوع تظاهری بکنند و این را به جای ان می نمایند باید خر بیاورند و باقالی بار نمایند.
   ماه رمضان است و عده ای یکدیگر را به هلو ، زرد آلو و خیار تشبیه می کنند و عده ای دیگر برای پدرانشان که زمانی هلویی بودند دلنوشته می نویسند ، می گریند ،اشکاهیشان روی میز بابایشان می غلتد و حال ما را نیز می گیرند.به دیوان حافظ تفآل می زنند و این می آید:
طایر دولت اگر باز گذاری بکند                                      یار باز آید و با وصل قراری بکند
دیده را راستگه در و گهر گرچه نماند                             بخورد خونی و تدبیر نثاری بکند
کس نیارد بر او دم زدن از قصه ما                                مگرش باد صبا گوش گذاری بکند
کو کریمی که ز بزم طربش غم زده ای                         جرعه ای در کشد و دفع خماری بکند
شهر خالی است ز عشاق بود کز طرفی                      مردی از خویش برون آید و کاری بکند؟
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب                                بازی چرخ یکی زین همه باری بکند
حافظا گر نروی از در او هم روزی                                  گذری بر سرت از گوشه کناری بکند

  ماه رمضان است ولی قرار نبود اینطوری باشد.