دیگر ولنتاین هم بوی فتنه می دهد
[ جای خالــــــــــــــــــــــــــــــــی* ]
بچه خرسی،گوسفندی، شکلاتی، دلی، قلوه ای، حداقل پیامکی، هییییییچ! عجب والنتاین بی رونقی داشتیم امسال، حتی فروغی چیزی ، هیییییچ!. این چه وضعی است ، ما از آن کادوها با روبان های قرمز می خواهیم. ای دوستان سابق، ای رفقای خوب، ای دوستان فعلی، آآآآی خونه دار و بچه دار، ببخشید بچه دار نه، بابا مروتی، معرفتی، چیزی، مهربانی کی آخر آمد، کادوی ما را چه شد؟ ما که عقده ای نمی باشیم، اما ما هم دل داریم، نمی گویید در عنفوان جوانی و نشکفتگی می رویم یک کاری دست خودمان می دهیم، آن هم در این قحط الرجال؟البته ما حسود نیستیم وعین خیالمان هم نیست،اما از ته دل آرزو می کنیم همه ی کسانی که اقلام بالا را دریافت کردند کوفتشان شود و دسته جمعی ورم معده بگیرند.
اصلا ولنتاین امسال فرق داشت با سال های دیگر، همه جا بوی فتنه می داد این بار، چه کنیم دست خودمان نیست، همینطوری هرآنچه بوی فتنه بدهد دوست داریم، حتی اگر برای ما کادویی نیامده باشد، و یک عقده به اندازه ی یک لیمو شیرین در روانمان به وجود آمده باشد، خوشحالیم، ولنتاین بر تمام فتنه گران مبارک، درد و بلایتان بخورد توی سر آن ها که چشم ندارند خوشحالیتان را ببینند. مابقی هم تا اطلاع ثانوی بروند به درک،یا بیافتند زیر تریلی، سپس در چاه فاضلاب فرو رفته، همانجا در معیت فضولات انسانی جان به جان آفرین تسلیم نمایند، از بس که دل ندارند.
*در اینجا قرار بود عکسی بگذارم، اما تمام سایت های مورد نظر فیلتر شده بودند، می توانید از تخیل خود حداکثر استفاده را ببرید، به شرطی که جنبه ی خود را محفوظ نگاه دارید.