سوتي در سیتی

  بسازید و بفروشید و چاق شوید

   برای استفاه ازاین روش ابتدا باید زمینی را(فرق نمیکند کجا) در یکجا(به شعاع دویست کیلومتری از مرکز شهر)در نظر گرفته ،نقشه ای را توسط یک مهندس(نوع مهندس هم فرقی نمی کند!) کشیده،سپس به دنبال عده ای –ترجیحا کارمند- بگردید تا آپارتمان خیالی تان را به ایشان قالب نمایید.لزوما قدرت تخیلتان باید قوی باشد تا بتوانید مکانی را که قرار است(پس از خریداری زمین توسط پول پیش خریداران) ساخته شود به نحو احسن شبیه سازی نمایید.

 

بکوبید و بسازید و بفروشید و چاق شوید

   تا دلتان بخواهد در این شهر خانه ی کلنگی وجود دارد. پس از جستجو و یافتن خانه مناسب باید یک جوری سر صاحبخانه را( که بیشتر متعلق به  پیرزنها و پیرمردان دم بخت می باشد) شیله مالیده ازچنگشان در می آورید،تا اینجای کار به اندازه کافی چاق شده اید چون دیگران( که مثل شما می خواهند چاق شوند) خانه فوق را به قیمت مناسب از شما می خرند،ولی اگر خیلی دلتان هوای فربه شدن دارد ،می توانید پس از کوبیدن خانه مذبور، روش قبل را هم به کار ببرید.باشد که از فرط فربگی بترکید.

 

بازبسازید و بفروشید و چاق شوید

   می توانید خانه ی کلنگی را که در روش بالا به آن اشاره شد نکوبیده،آن را بازسازی نمایید،زیاد به خودتان زحمت ندهید که خدای نکرده وزن کم نفرمایید،فقط کافیست رنگ و لعابی به بیرون ساختمان داده آن را به چند برابر قیمت خرید بفروشید و به همین سادگی چنداینچ دور کمرتان را افزایش دهید.

 

بسازید(شایعه را) و توبوق کنید و چاق شوید

   در یک روز خوب بهاری که به قصد هوا خوری شکم مبارکتان از خانه  بیرون زده اید،از اولین شیء که رویت نمودید-خصوصا اشیایی که تا به حال ندیده اید- برای چند برابر نمودن ارزش دارایی های منقول و غیر منقولتان(سوء) استفاده کنید.مثلا اگر در یکی از میادین چیز عجیب و غریب (مثل چند میله ی پرچم) مشاهده کردید بلافاصله یک شایعه ترو تمیز می سازید و در تمام کوچه هاو محلات پخش می نمایید. باور بفرمایید در این شهر شایعه معجزه می کندو سه سوته ارزش افزوده تان سر به فلک خواهد کشید.

 

بخرید و بفروشید و چاق شوید

   به یک بنگاه معاملات مسکن مراجعه می فرمایید،نگران نباشید سرتمام کوچه های این شهر یکی از آنها وجود دارد،از روی نقشه ای که بر دیوار آنجا نصب شده یک زمین دبش دونبش انتخاب نموده بلافاصله آن را خریداری می نمایید،نیم ساعت صبر می کنید تا زمینتان خوب جا بیافتد،سپس آن را با سود مکفی به بغل دستی تان می فروشید،بعد از نیم ساعت دوباره آن را می خرید و بار دیگر می فروشیدش،بعد از N مرتبه تکرار فرایند فوق و خروج از این حلقه شکم قلمبه شما آماده است،باشد که حالش را ببرید.  

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 22:34 توسط مازيار اردلان |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونيک



نوشته هاي پيشين

اردیبهشت 1393

مرداد 1392
شهریور 1391
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آبان 1389
مهر 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آرشيو



پيوندها

وبلاگستان سقز
وبلاگستان 2 سقز
عرفان شريفي
دکتر بهروز فاتح
سایرن
هه ژان بابامیری
شارنيوز
حسن امینی
آزاد
HUSH HUSH
کلبه ی کوچک مریم
سوتی در سیتی(بلاگسپات)
شهاب الدین شیخی
نوشته
بر باد رفته
ناوه‌ندی هه‌واڵنێریی سه‌قز
آه
سوران بلاگ
هادی.ص
تحویلدار نوشت


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin